عباس اقبال آشتيانى

552

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد * شرمنده رهروى كه عمل بر مجاز كرد اى كبك خوشخرام كجا مىروى بايست * غره مشو كه گربهء عابد نماز كرد حافظ مكن ملامت رندان كه در ازل * ما را خدا ز زهد و ريا بىنياز كرد و عبيد زاكانى از ديدن و شنيدن اين احوال بجان آمده قصهء لطيف موش و گربه را برشتهء نظم مىآورد . بارى عبيد زاكانى يك قسمت از عمر خود را به سياحت و سفر گذرانده از آن جمله ببغداد رفته و بقول مشهور با خواجه سلمان ساوجى ملاقات كرده و مدّتى را نيز در شيراز و پناه دولت شيخ ابو اسحاق مىزيسته و به سال 771 يا 772 وفات يافته است . كليات عبيد زاكانى مشتمل است بر اشعار و رسائل منثور ، از قصايد جدّى او مقدارى در مدح شاه شيخ ابو اسحاق است و غزليات او نيز خالى از لطف و ملاحت نيست . از رسائل او مشهورتر از همه اخلاق الاشراف است در بيان مذاهب منسوخ و مختار راجع به فضايل اخلاقى كه در سال 740 تأليف شده ، ده فصل يا تعريفات كه تعريف لغات و اصطلاحات معمولهء زمان عبيد است به زبان مطايبه ، و رسالهء دلگشا متضمن نوادر و حكايات خوش‌مزه به عربى و فارسى ، و صد پند كه آن را عبيد در سال 750 نوشته . عبيد زاكانى منظومه‌اى مثنوى نيز دارد بنام عشاق‌نامه و قصهء كوچك گربه و موش كه مشهور عوام و خواص فارسىزبان است و عدّهء زيادى از شعراى بعد از عبيد آن را تقليد كرده‌اند نيز يادگار عبيد زاكانى است . عماد فقيه ( وفاتش در سال 773 ) - خواجه عماد الدين فقيه كرمانى از فقها و زهاد مشهور كرمان است كه در عهد امير مبارز الدّين و شاه شجاع در كرمان محترم بوده و اين دو پادشاه نسبت به او اخلاص و ارادت مىورزيده‌اند و عماد فقيه در كرمان زاويه و خانقاهى داشته و با وجود مقام فقاهت بسرودن اشعار مىپرداخته و بيشتر اشعارى كه از او باقيست غزل است و او علاوه بر غزليات پنج مثنوى نيز دارد كه مشهورترين آنها يكى منظومهء محبت‌نامهء بيدلان است كه در سال 722 منظوم شده ديگرى مونس الابرار كه سال نظم آن 766 است . سلمان ساوجى ( وفاتش در 778 ) - خواجه جمال الدين سلمان بن خواجه علاء الدين محمد